تبليغاتX
مترسک آبپاش به دست

 

قرقره را برمی دارم.

سوزن را نخ می کنم.

نخ بی رنگ

و سوزن نقره ای!

باد را می دوزم به پنجره.

تابستان ها پرده گرمش می شد!

زمستان که بشود

قرقره را می پیچانم

باد رها می شود و پخش.

همه جا سرد می شود!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 20:37; توسط  گلک  |