تبليغاتX
مترسک آبپاش به دست

دیروز منتظر یه عزیزی بودیم. دیر کرده بود و ما همه نگران شده بودیم. با حدود یه ساعت تاخیر اومد .

قیافه ش شبیه همیشه نبود . یه غم همراه با حیرت همه چهره ش رو  حتی شاید همه وجودش رو 

گرفته بود.

در جواب سوال های مکرر ما با همون حال عجیبش گفت : فاصله مرگ و زندگی چه قدر کمه . شاید

به اندازه یک هزارم ثانیه.

و بعد تعریف کرد که تو راه اومدن آقایی که جلوش تو پیاده رو داشته راه می رفته یه دفعه میفته رو زمین

و این یک ساعت تاخیر برای کمک به اون آدم بوده     و زنگ زدن به اورژانس     و بعد به پلیس      و بعد

به خانواده اون آقا     و نهایتا پزشکی قانونی   و  اورژانس بهشت زهرا... .

فکر می کنم گاهی واقعا لازمه مرگ رو از نزدیک حس کنیم!

و این که :    " هرکه با مرغ هوا دوست شود       خوابش آرامترین خواب جهان خواهد بود."

                                                 *******************

پ.ن (۱) :  انگار سیر رشد نشا هایی که توی این جالیز کاشتیم کم کم داره معلوم میشه!

پ.ن (۲) :  می خوام پست "مجرم" رو حذف کنم.  موافقین یا مخالف؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 19:12; توسط  گلک